تبلیغات
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .
جستجو


مطالب گذشته
پنجشنبه، 15 بهمن ماه
· اس ام اس عاشقانه 16 بهمن 88
چهارشنبه، 14 بهمن ماه
· جملات قصار حکیمانه - 15 بهمن 88
· فال روز : 15 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 15 بهمن 88
سه شنبه، 13 بهمن ماه
· فال روز : 14 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 14 بهمن 88
دوشنبه، 12 بهمن ماه
· فال روز : 13 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 13 بهمن 88
يكشنبه، 11 بهمن ماه
· فال روز : 12 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 12 بهمن 88
شنبه، 10 بهمن ماه
· فال روز : 11 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 11 بهمن 88
جمعه، 9 بهمن ماه
· جملات قصار حکیمانه - 10 بهمن 88
· فال روز : 10 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 10 بهمن 88
پنجشنبه، 8 بهمن ماه
· فال روز : 9 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 9 بهمن 88
چهارشنبه، 7 بهمن ماه
· فال روز : 8 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 8 بهمن 88
سه شنبه، 6 بهمن ماه
· اس ام اس عاشقانه 7 بهمن 88
· فال روز : 7 بهمن 88
دوشنبه، 5 بهمن ماه
· فال روز : 6 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 6 بهمن 88
يكشنبه، 4 بهمن ماه
· جملات قصار حکیمانه - 5 بهمن 88
· فال روز : 5 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 5 بهمن 88
شنبه، 3 بهمن ماه
· فال روز : 4 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 4 بهمن 88
جمعه، 2 بهمن ماه
· فال روز : 3 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 3 بهمن 88
پنجشنبه، 1 بهمن ماه
· فال روز : 2 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 2 بهمن 88
چهارشنبه، 30 دي ماه
· جملات قصار حکیمانه - 1 بهمن 88
· فال روز : 1 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 1 بهمن 88
سه شنبه، 29 دي ماه
· جملات قصار حکیمانه - 30 دی 88
· فال روز : 30 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 30 دی 88
دوشنبه، 28 دي ماه
· فال روز : 29 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 29 دی 88
يكشنبه، 27 دي ماه
· فال روز : 28 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 28 دی 88
شنبه، 26 دي ماه
· فال روز : 27 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 27 دی 88
جمعه، 25 دي ماه
· فال روز : 26 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 26 دی 88
پنجشنبه، 24 دي ماه
· جملات قصار حکیمانه - 25 دی 88
· فال روز : 25 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 25 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 24 دی 88

مطالب قدیمی تر
دومین ها


خلاصه قسمت سی ام (30) امپراطوری بادها

موه یول در امپراطوری بادها (جومونگ)

تو قسمت قبل دیدید که موهیول به باگیوک حیله زد و باگیوک تسو رو فراری داد و مارو برای یوری خبر برد که موهیول اتحاد بین تسو و باگیوک رو به هم زده و یوری گفت اگه بخواهیم از موهیول حراست کنیم باید لردهای بیشتری رو با خودمون کنیم و اکنون ادامه ی ماجرا

تو قسمت قبل دیدید که موهیول به باگیوک حیله زد و باگیوک تسو رو فراری داد و مارو برای یوری خبر برد که موهیول اتحاد بین تسو و باگیوک رو به هم زده و یوری گفت اگه بخواهیم از موهیول حراست کنیم باید لردهای بیشتری رو با خودمون کنیم و اکنون ادامه ی ماجرا


موهیول به هائه اپ و گویو میگه رئیس هوانا و افرادش اردوگاه اصلی محافظا رو میگیرن و ما هم از چند قسمت بهشون حمله می کنیم و میگه نباید بگذاریم بفهمن می خوایم چیکار کنیم

باگیوک به معبد میره و به کاهنه میگه به مردم بگویید وسیله ی قدرت خدایان دست منه که کاهنه میگه نمی تونم چون چیزی به من الهام نشده و باگیوک هم با یه ضربه شمشیر می کُشدش

باگیوک یکی دیگه رو به عنوان کاهن بزرگ معرفی میکنه و بهش میگه کاری که گفتم رو می کنی یا نه؟ که کاهنه از ترس میگه هر کاری بگید میکنم

مشاور باگیوک میاد و بهش میگه رئیسها منتظر هستن تا پیرروزیت رو جشن بگیرند و باگیوک هم میره و با غرور رو تخت شاهی میشینه و همه بهش احترام میگذارن و تبریک میگن

ماهوانگ هم میاد و برای باگیوک چاپلوسی میکنه که باگیوک میگه تو کمک بزرگی برای هدف من کردی و ماهوانگ هم میگه هر کاری از دستم بربیاد می کنم تا مردم از کارهای شما خبردار بشن

مشاور ماهوانگ براش خبر میاره که یون رو دیده و میگه تو قصر زندانی بوده و میگه سایه های سیاه بردنش بویو که ماهوانگ میگه هیچ چی به موهیول نمی گی چون الان تو موقعیت بدی است

ملکه زا برادرش می پرسه که راسته که باگیوک تسو رو از پایتخت بیرون کرده؟ که براردش میگه درسته و میگه باید بروم پیش باگیوک و بگم یا منو رها کنه یا کشه که برادرش میگه کمی تحمل کن که ملکه میگه دیگه چه امیدی دارم که تحمل کنم و میگه حتما باگویک می خواسته منو گول بزنه که یوجین مُرده و به گریه می افته

یوری به جولبون بر می گرده و سریو بهش میگه که موهیول تو یه مخفیگاه تو پایتخته و مارو میگه موهیول رئیس هوانا رو راضی کرده و به همین زودیا  به پایتخت حمله میکنه

یونهوا هنوز بیرون اتاقی که یوجین مرده نشسته و داره گریه میکنه که چوبالسو بهش میگه یوجین مُرده و بهتره که بری اتاقت که مارو به سربازا دستور میده ببرنش اتاقش

رئیس هوانا پیش موهیول میاد و میگه شانس برد داریم که موهیول میگه اره و نظر گویو رو می خواد که اونم میگه شانس برد داریم

تسو که همه ی نقشه هاش نقش بر اب شده عصبانیه و میگه به قدرت من می خندند و میگه باید ارتشو بفرستیم تا گوگوریو رو با خاک یکسان کنه و میگه شاه یوری رو موهیول رو هم باید بکشیم

دوجین میگه هوانگنینگ سربازاش رو لب مرز اورده و اگه ما به گوگوریو حمله کنیم اونا هم به ما حمله می کنند و دوجین میگه خبر قطع روابط ما با باگیوک باعث این شده

تسو میگه این نقشه ی باگیوک بوده که دوجین میگه نه و میگه باید کار موهیول باشه که تسو میگه پس همه ی این کارها رو موهیول کرد تا رابطه ی من با باگیوک بد بشه و پایتخت رو پس بگیره که دوجین میگه درسته و تسو فریادش به هوا میره

دوجین به یون میگه از این به بعد تو یه خونه ی ساده زندگی میکنی و باید هر چی خاطره از موهیول داری از سرت بیرون بریزی اگه می خوای خودت و بچه ی تو شکمت زنده بمونه

ماهوانگ برای موهیول خبر میاره که باگیوک می خواد خودش رو شاه کنه که باگیوک میگه اول باید اردوگاه رو پس بگیریم و به افرادش میگه اماده بشید

مشاور یوری برای خبر میاره که باگیوک می خواد شاه شدنش رو به همه اعلام کنه و دو تا از لردهایی که مخالفش بودن رو کشته و یوری میگه باید برم پایتخت و خودم کارها رو درست کنم و با باگیوک حرف بزنم که مشاورش میگه لطفا این کار رو نکنید

یوری  یی جی رو احضار میکنه و کمی نصیحتش کرد و از وظایف ملکه بودن براش صحبت کرد و به نوعی دیگه اخرین وصیتش رو برای یی جی برای حمایت  موهیول کرد و بعد به محافظش گفت اماده شو تا بریم

موهیول به اردوگاه حمله میکنه و به رئیس سربازا میگه می دونی برای چی تونستیم اردوگاه رو بگیریم و میگه چون کسی حاضر نبود جونش رو برای تو بده و میگه به خاطر باگیوک بکشمتون تا به خاطر گوگوریو به من وفادار باشید که رئیسه میگه به شما وفادارم

مشاور یوری پیش موهیول میاد و به موهیول میگه یوری رفته پایتخت و میگه وقتی شنید باگیوک لردها رو جمع کرده تا شاه شدن خودش رو اعلام کنه رفت به پایتخت تا با باگیوک صحبت کنه که موهیول سوار اسبش میشه و به سمت پایتخت راه میفته

گویو خبر دار میشه و میره جلوی موهیول رو میگره تا نره و میگه اگه می خوای این کار رو بکنی اول منو بکُش و شمشیر رو تو دستش میگره و به موهیول میگه اون رفته پیش باگیوک تا برای همیشه تو قلبت زنده بمونه که مارو دستش رو میگره و ارومش میکنه

باگیوک شروع میکنه برای رئیسها خطابه بخونه و میگه می خوام یه امپراطوری بزرگ بسازم و میگه خیلی شبا به این روز فکر می کردم

یوری میاد و می خواد وارد قصر بشه که سربازا جلوشو میگیرن و میگه بیریو جزئی از گوگوریو است پس برای چی جلوی شاهتون رو می گیرید؟ که سربازا راه رو باز می کنند تا وارد قصر بشه

یوری وارد جلسه میشه و باگیوک دستور میده از جلسه بیرون بندازنش و میگه بکشیدش که یوری میگه ممکنه بتونی منو بکشی اما موهیول راه منو ادامه میده که باگیوک میگه تقدیر نحس موهیول یادته که باعث شد این کشور نابود بشه و من یک کشور بزرگ میسازم

یوری میگه تویی که سانگا پدر خونده ات رو کُشتی و کشورت رو دست تسو دادی اعتماد بین پسر و پدر رو نمی فهمی که باگیوک میگه خفه شو و میگه من فقط از تسو سو استفاده کردم تا به هدفم برسم


یوری میگه با خیانت به کشورت,پدرت,و حتی به بویو روز خوشی نخواهی داشت که باگیوک عصبانی میشه و شمشیر خدایان رو تو قلب یوری فرو میکنه و میگه نجاتش بدین تا موهیول رو هم جلوی چشماش بکُشم که یوری تو صورتش میخنده

بالاخره این ملکه احمق فهمیده چه غلطی کرده و بالای سر یوری میاد و به گریه و زاری میفته-امان از زنها که بعد از تو چاه افتادن می فهمن چیکار کردن

یوری به هوش میاد و ملکه گریه اش میگیره و سرش رو پایین میندازه که یوری دستش رو لمس میکنه و به نوعی دلداریش میده که ملکه میگه هزار بار خواستم خودکشی کنم اما گفتم باید ببینمت و یکبار دیگه ازت معذرت بخوام


یوری میگه اگه به خاطر یوجین بوده من بخشیدمت و میگه اون طفلی تا اخرین لحظه نگرانت بود که ملکه زار زار بالای سر یوری شروع به گریه کردن میکنه

ماهوانگ پیش موهیول میاد و تمام ماجرا رو برای موهیول میگه و بهش میگه یوری رو زنده نگه داشته تا تو رو جلوی چشماش بکُشه که همه میگن همین الان حمله کنیم

موهیول با اینکه خشمگینه میگه اگه الان حمله کنیم نه می تونیم پدرم رو نجات بدیم و همه هم کشته میشن و میگه وقتی نیروهای کمکی رسید حمله می کنیم

موهیول یه گوشه ای از اردوگاه ایستاده و تو فکره که مارو پیشش میره و موهیول میگه دارند پدرم رو می کُشند و منم کاری از دستم بر نمیاد که مارو میگه تصمیم درستی گرفتی که موهیول میگه اگه پدرم بمیره خودم رو نمی بخشم که مارو میگه باید به خاطر تمام مردم گوگوریو قوی باشید

مشاور باگیوک پستهای مشاورا رو اعلام میکنه و باگیوک هم میگه این کشور دیگه نباید اختلافات داخلی داشته باشه و میگه باید کمک کنید تا فرمانروای سرزمینهای شمالی بشیم و به مشاورش میگه خزانه  رو باز کن و به همه ی مردم حبوبات بده که مشاورش میگه فعلا مهمترین کار کشتن موهیوله

عده ای از رئیسها پیش موهیول میان و جلوی اون زانو میزنند و میگن ما رو مجازات کنید و یکی از اونا میگه ما کارهای باگیوک رو دیدیم ولی به خاطر جونمون نتونستیم کاری کنیم که موهیول میگه برای چی شما رو مجازات کنم و بهشون میگه بلند شید

رئیس هوانا هم میگه اگه به پایتخت حمله کنید لردهای بیشتری باهاتون متحد میشن که موهیول جلو میره و ازشون تشکر میکنه

موهیول و بقیه نشستن و دارن نقشه ی حمله به دروازه ها رو میکشند و موهیول میگه برتری ما به تعداد نیست و ما مردم رو داریم و باید به خاطر انها پیروز بشیم

موهیول یکی از دروازه ها رو میگیره و میگه به محض اینکه وارد قصر شدید شاه یوری رو پیدا کنید

باگیوک بساط نوشیدنی راه انداخته که یکی از سربازا میاد و بهش میگه موهیول وارد قصر شده که چشماش اینطوری گرد میشه

باگیوک میاد بیرون و میبینه موهیول داره همه رو میکُشه و داره جلو میاد و میگه با همین شمشیر می کُشمش که مشاورش میگه باید فرار کنیم و اون هم مثل موشهای ترسو فرار می کنه

موهیول سراغ فرمانده سربازا میره و شمشیرش رو زیر گلوش میذاره و بقیه سربازا هم تسلیم میشن

مارو به موهیول میگه باگیوک فرار کرده و موهیول بالای سر یوری میره و یوری میگه می دونستم میای و میگه بهم الهام شده بود و موهیول دست یوری رو میگیره و یوری هم لبخند رضایت بخش میزنه

باگیوک و چند تا سربازش اینقدر فرار کردن که دیگه نای رفتن ندارند و مشاورش میگه اگه همون موقع که بهت گفتم به جولبون حمله کن حمله می کردی اینطور نمی شد که باگیوک میگه هنوز شمشیر خدایان دست منه

باگیوک میگه با این شمشیر اینده ی من تضمینه و میگه بگذار یه کم جون بگیرم موهیول رو می کُشم و سلطنتم رو پس میگیرم

برای تسو خبر میارن که موهیول کنترل گانکنا رو دست گرفته و تسو می پرسه باگیوک و شمشیر خدایان چی شد که رئیس بایگانی میگه فعلا فرار کرده و شمشیر هم با اونه

دوجین مهربون شده و برای یون جوشنده میاره و میگه موهیول پایتخت رو پس گرفته ولی کاری نمی تونه بکنه و میگه به زودی فراموشت میکنه و زنش هم یه بچه براش میاره

یون وسط حرفهای دوجین می پره و میگه هر چی هم می خوای بگو احساس من نسبت به اون عوض نمیشه چون بچه اش تو شکممه و میگه اگه هزاران کبلومتر هم ازم دور باشه بازم مثل اینه که پیششم

تسو دوجین رو احضار میکنه و میگه شمشیر خدایان دست باگیوکه و میگه برو و اونو برام بیار و اینطوری به خاطر اون شکست افتضاح می بخشمت

موهیول به رئیسها داره میگه کسانی که با باگیوک دست به یکی کرده بودن رو می بخشم و اینطوری نشون میدم که مشاورها به کارشون مثل قبل ادامه میدن که رئیس محافظا میاد و میگه حال شاه یوری خوب نیست

ملکه و سریو بالای سر یوری نشستند و دارند گریه می کنند و یوری انگار حالش بدجوری بده که موهیول بالای سرش میاد و قسمت سی ام همین جا تموم میشه

کلمات کليدي :
ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 توسط zare  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 خلاصه قسمت سی و ششم (36) امپراطوری بادها (قسمت پایانی)  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و پنجم (35) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و چهارم (34) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و سوم (33) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و دوم (32) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت بیست و نهم (29) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت بیست و هشتم (28) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت بیست و هفتم (27) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت بیست و ششم (26) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت بیست و پنجم (25) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : sef73jid
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 5
تعداد آراء: 1


لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
sms عاشقانه ; ازدواج ; اس ام اس ; اس ام اس 88 ; اس ام اس با ; اس ام اس با حال ; اس ام اس باحال ; اس ام اس توپ ; اس ام اس جالب ; اس ام اس جديد ; اس ام اس جدید ; اس ام اس جدید و ; اس ام اس جوک ; اس ام اس خنده ; اس ام اس خنده دار ; اس ام اس رایگان ; اس ام اس روز ; اس ام اس سال ; اس ام اس سركاري ; اس ام اس سرکاری ; اس ام اس عاشقانه جدید ; اس ام اس عشقولانه ; اس ام اس فارسی ; اس ام اس ها ; اس ام اس هاي ; اس ام اس های ; اس ام اس های جدید ; اس ام اس و ; اس جوک ; اس عاشقانه ; اس های عاشقانه ; ام اس عاشقانه ; ام اس و ; ام ام اس ; باحال ; بازي ; بازی موبایل ; برای موبایل ; بهترین سایت ; بیوگرافی ; جالب ; جدیدترین اس ام اس ; جك و اس ام اس ; جوك ; جوك اس ام اس ; جوک ; جوک اس ام ; جوک ترکی ; جوک جدید ; جوک خنده ; جوک های ; جوک و ; جوک و اس ; جوک و اس ام ; جوک و اس ام اس ; جک اس ام اس ; جک و اس ام ; جک و اس ام اس ; دات کام ; دوستیابی ; رمان ; س ام اس ; سایت ایران ; سایت ایرانی ; سایت جدید ; سایت جک ; سایت سرگرمی ; سایت عکس ; سایت مجانی ; سایت های ; شما ; طنز ; عاشقانه ; عاشقانه ها ; عكس عاشقانه ; علمی ; عکس عاشقانه ; فارسی ; فارسی سایت ; فال ; فهرست ; لینک ; مذهبی ; موبایل ; موبایل دانلود ; موسیقی ; واس ام اس ; وبلاگ ; ورزشی ; پیامک ;