<meta http-equiv="Content-Type" content="text/html; charset=UTF-8" />

<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" 
  xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
  xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
  xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/"
  xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" >

<channel>
<title>:::SUD.IR:::</title>
<link>http://www.sud.ir</link>
<description>SUD.IR: فال و طالع بینی روزانه ; اس ام اس عاشقانه روزانه ; فال روز ; جوک ; دانلود,موبايل,دانلود نرم افزار,دانلود كليپ موبايل</description>
<dc:language>Fa</dc:language>
<dc:creator>Info@sud.ir</dc:creator>
<dc:date>21-12-1388</dc:date>

<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
<sy:updateBase>21-12-1388</sy:updateBase>

<item>
<title>فال روز - 21 اسفند 88</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5066</link>
<description><![CDATA[فروردین: احتمالاً شما موفق شده&zwnj;اید كه خودتان را از یك مخمصه نجات دهید، پس نگاهی مثبت به شرایط دشوار داشتن برای شما كار سختی نیست. فقط مطمئن باشید كه اشتباهاً رفتار غیر طبیعی نداشته باشید. برای اینكه توانایی شما در دیدن جنبه مثبت هر موضوعی همچنین می&zwnj;تواند شما را به سمت تكذیب كردن سوق بدهد. موقع صحبت كردن مطمئن باشید كه حرفهایتان نه فقط بر پایه تخیلاتتان بلكه بر اساس واقعیت پی&zwnj;ریزی شده باشند.]]></description>
<guid isPermaLink="false">5066@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>طالع بینی</dc:subject>
<dc:date>20-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>اس ام اس عاشقانه - 21 اسفند 88</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5065</link>
<description><![CDATA[از تمام دنیا تنها همین قلب کوچک را دارم ، همین و بس!<br />
عزیزم تا پایان با تو می مانم چونکه تنها تو هستی که معنای واقعی عشق را به من <br />
ابراز کردی و آموختی!<br />
<br />
*<br />
<br />
<br />
آموختی که عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن!<br />
عزیزم به جز تو کسی برای من دوست داشتنی نیست و به جز تو کسی لایق این <br />
قلب بی طاقت من نیست<br />
هر جای دنیا که هستی بدان که در این دنیای بزرگ کسی هست که عاشق و دیوانه <br />
تو می باشد !<br />
<br />
*<br />
<br />
<br />
هر جای دنیا که هستی بدان که من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و در آغوش <br />
خود بفشارم!]]></description>
<guid isPermaLink="false">5065@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>اس ام اس و پ</dc:subject>
<dc:date>20-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>فال روز - 20 اسفند 88</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5064</link>
<description><![CDATA[فروردین: امكان دارد كه شما امروز حرفهایی را بزنید كه واقعاً قصد نداشتید آنها را به زبان بیاورید، اما هنگامی كه شما این سخنان ناگفته را آشكار می كنید، می خواهید كه نسبت به همیشه ریسك پذیر تر باشید. متأسفانه احتمال دارد كه شما به آنچه می خواهید نرسید، مگر اینكه شما دوباره برای این كار وقتی را اختصاص داده و به آرامی به این مورد بپردازید. به یاد داشته باشید كه این تنها راهبرد برای شماست، بنابراین در حالی كه كه به نیازهای خودتان می پردازید باید از نیازهای دیگران هم آگاهی داشته باشید.]]></description>
<guid isPermaLink="false">5064@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>طالع بینی</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>اس ام اس عاشقانه - 20 اسفند 88</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5063</link>
<description><![CDATA[بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم.<br />
عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی جز تاریکی و سیاهی <br />
ندارد!<br />
<br />
*<br />
<br />
<br />
دوستت دارم چونکه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ، دوستت دارم چونکه مرا باور <br />
داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی!<br />
<br />
*<br />
<br />
<br />
تنها آرزویم این است که تا آخرین لحظه زندگی ام در کنارتو باشم و جز این از خدای <br />
خویش هیچ آرزویی را ندارم<br />
عزیزم این قلب کوچک و شکسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از طرف من به <br />
تو!]]></description>
<guid isPermaLink="false">5063@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>اس ام اس و پ</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>جملات قصار حکیمانه - 20 اسفند 88</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5062</link>
<description><![CDATA[هیچ&zwnj;کس نمی&zwnj;تواند به کارمندان این دوره انگیزه ببخشد بلکه این انگیزه می&zwnj;بایست درون خود افراد وجود داشته باشد&nbsp; . هرمن کین<br />
<br />
<br />
<br />
آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .&nbsp; ارد بزرگ<br />
<br />
<br />
<br />
نفهمی و نادانی سه نوع است : یکی آنکه انسان هیچ نداند ، دوم آنکه آنچه را که لازم است نداند ، و سوم آنکه آنچه را نباید بداند ، بداند . دوکلوس <br />
<br />
&nbsp; &nbsp;<br />
<br />
در مورد هر تصمیمی که می گیرید احتمال بدهید که ممکن است شکست هم بخورید . پس پیش بینی کنید&nbsp; که در این صورت چه خواهید کرد . برایان تریسی]]></description>
<guid isPermaLink="false">5062@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>اس ام اس و پ</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>قطعه ادبی : انسان فرزند طبیعت</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5061</link>
<description><![CDATA[عطر شکوفه های بهاری ٬ رویاهای بی پناهم را هدایت می کند.همگی به دنبال پروانه های عاشق به یک سو می&nbsp; روند و هر لحظه عشق را به بازی می گیرند٬ نسیم پا به پای رویاهایم می آید و طراوت را ٬ امید را به ارمغان می آورد.<br />
<br />
هر قدم همپای نسیم بودن مرا به وادی تخیل می برد. به دنبال پروانه های عاشق بهار من نیز پرواز می کنم. تصور می کنم من نیز باید به همین جا بروم.<br />
<br />
طبیعت٬ مادر ماست. و ما فرزند مسرور و نافرمان او. نا فرمانی از آن سو که ما حتی در تصور وسعت مادرمان مانده ایم.و او خواهان نهایت تصوراتمان. محبوب همه مخلوقات دگر بار با یارایمان می آید و محدودیات را به تصورات و خواهشها می نهد. و انسان فرزند فرمانبردار طبیعت می شود و طبیعت ٬ مادری عاشق فرزند خود.]]></description>
<guid isPermaLink="false">5061@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>ادبی</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>قطعه ادبی : کران بیکران</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5060</link>
<description><![CDATA[امواج رقصان خود رابه ساحل می رساندند و هنوز نرسیده سفر خود را آغاز<br />
<br />
&nbsp;می کردند. چشمانم را بسته نفس عمیقی در آن لحظا می توانست روح<br />
<br />
&nbsp;هر کسی را تازه کند من هم تازه شدم. هر فرود امواج آوازی را در گوشه<br />
<br />
&nbsp;زمزمه می کرد. به راستی آن لحظه صدای همه موجودات را شنیدم که با<br />
<br />
&nbsp;تمام وجود عاشقانه یک صدا می گفتند :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تبارک ا... احسن الخالقین <br />
<br />
&nbsp;&nbsp; چشمانم را گشودم زمین و آسمان یکرنگ بود . در آبی درخشان می<br />
<br />
&nbsp;خواستم تا بیکران بدوم ولی می دانستم به کران نخواهم رسید.<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp; براستی که بیکرانی عشق به محبوب به کران نخواهد رسید.]]></description>
<guid isPermaLink="false">5060@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>ادبی</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>قطعه ادبی : من, دریا, آسمان</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5059</link>
<description><![CDATA[&quot;در نگاهت آیات را فریاد بزن. زیبایی ها را و شکوه را&quot;<br />
<br />
در نظرم شکوه آفرینش دریا را احاطه کرده و دریا شکوه را.تا آبی ها می توان دوید و<br />
<br />
خسته نشد می توان روی امواج سر خورد و با نسیم همسفر شد. می توان تا کران<br />
<br />
بیکران با امواج نقره ای همبازی شد.زیباتر بنگر آیا الفتی دیرینه در آن آبی زلال تو را<br />
<br />
نمی خواند؟<br />
<br />
آری دگر بار که چشمانم را می گشایم می خواهم با تمام وجودم گوش کنم٬ نگاه<br />
<br />
&nbsp;کنم و دیگر تا ابدیت چیزی نگویم. سخنان دریا با نسیم دلنوازش زیباتر از هر سخنی<br />
<br />
&nbsp;بر دلم می نشیند. امواج رقصانش در تلاشند که هر یک از دیگری پیروز شود و خود را<br />
<br />
&nbsp;به ساحل برساند و دوباره شروع بازی.<br />
<br />
وای! این آبی ها را با هیچ چیز نمی توانم قیاس کنم. با دیدگانم تا رقص امواج را می<br />
<br />
&nbsp;دوم. حالا دیگر با او یکی شده ام. به هر جا مرا خواهد برد. شاید راز پیوند همیشگی<br />
<br />
&nbsp;اش با آسمان هفتاد رنگ را برایم در آوازهایش بخواند.<br />
<br />
با نسیم سفر کردن می تواند هر کس را تا اوج رویاها ببرد. در آن هنگام از پلکان تخیل<br />
<br />
&nbsp;می توان تا آخرین پله بدویم ولی پلکانی که تا آخرین پله برود دیگر از تخیل سخن<br />
<br />
&nbsp;نخواهد داشت.<br />
<br />
تخیل دریا بی انتهاست. تا جنون پیش می برد ولی آخرین پله را هرگز نشان نخواهد<br />
<br />
&nbsp;داد. به ناچار پشیمان از تلاش به پله اول باز می گردی و پای بر دستان پری های<br />
<br />
&nbsp;دریایی خواهی نهاد که همه برای دیدن تو و خوش آمد به استقبالت بر طاقچه دریا<br />
<br />
&nbsp;نشسته اند که تو را٬ امانت دریا را سالم به ساحل تحویل دهند اما من ساحل را<br />
<br />
&nbsp;نمی خواهم. می خواهم تا ابدیت بر این پله اول بمانم و نسیم وزنده در وسط دریا و<br />
<br />
&nbsp;حقیقتأ پرشکوه ترین نقطه آبی ها&nbsp; جایی که آسمان با دریا یکی می شود٬ را<br />
<br />
&nbsp;استشمام کنم. با امواج بازیگوش همبازی شوم و در آخر با دریا یکی شوم. دیگر من<br />
<br />
&nbsp;هم آبی هستم آسمان هم٬ دریا هم.]]></description>
<guid isPermaLink="false">5059@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>ادبی</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>قطعه ادبی : آواز را بخواه</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5058</link>
<description><![CDATA[مهتاب من پس کی می رسد آواز ؟<br />
<br />
بانگ های خروشان را نمی شنوم.پس کی همه شهر پر از آواز می شود ؟<br />
<br />
قلبهای منتظر رو به پژمردگی می روند ولی هیچ آوازی به گوش ما نمی رسد.<br />
<br />
پس گوشها چرا نمی شنوند ؟ آیا من دیگر نخواهم شنید ؟<br />
<br />
درد از نواها نیست چرا که می گویند همه جا پر است از آواز پس چرا اینگونه !<br />
<br />
باور امید در خیلی از دلها دیگر نمی رود. آخر چرا ؟<br />
<br />
دلهای پر هوای تو محبوب وام دار تواند بخواه که همیشه بمانند وام دار تو.<br />
<br />
گناه گوشهای نا شنو را ببخش تا پر از آواز شوند. چشمهای پر غبار آنها را زلال کن تا نوازنده های تو را<br />
<br />
دریابند. محبوب بخواه که از هر طرف حضورت را بخوانند.<br />
<br />
دیگر قلبی منتظر به جهالت منتظر نماند. قلبهای پر امید را تقدیم کاسب هایی کن که گمراه شده در راه عشقند.<br />
<br />
بخواه که گرد و غبار باغچه دلها کنار روند و دگر بار عظمت وجودت بر خفتگان هویدا شود. می خوانم آغاز<br />
<br />
&nbsp;گفته هایم را .<br />
<br />
مهتاب من آری رسید آواز می شنوم آواز خلقت دلها را.<br />
<br />
زیباست گلهای امید که مستانه می رقصند در باغچه دلها.<br />
<br />
به امید آنکه در زندگی همیشه زنده باشیم و زنده بمانیم.<br />
<br />
چرا که هر کس آواز مهتاب را نشنود مرده پندار.]]></description>
<guid isPermaLink="false">5058@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>ادبی</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

<item>
<title>قطعه ادبی : آبی</title>
<link>http://www.sud.ir/modules.php?name=News&amp;file=article&amp;sid=5057</link>
<description><![CDATA[تراوش آغاز را می شنوم و شتابان از زمستان می گریزم.<br />
<br />
گویی می شنوم :&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آسمان نگاهم را<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ماه آرامشم را<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; خورشید امیدم را <br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و گذر زمان از جویبار زندگی کوله بارم را<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; و نگاهم آغازم را<br />
<br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آبی کرده است.<br />
<br />
دگر بار آسمان آبی بی همتای منست. آری آبی رنگ منست .آبی من سکوتم را آبی می آوازد.<br />
<br />
من سپید را سکوت سپید می بینم خیلی دورتر از سکوت آبی من. زمستان را سپید می بینم و گریزان از سپیدی به آبی آغاز پناه جسته ام.<br />
<br />
(آبی من سپید است ولی سپیدم آبی نیست)<br />
<br />
خسته ام از سپیدی از سرما از سکوت سپید<br />
<br />
خسته از جستجوی آرامش و غرق شده در ثانیه ها به پناهگاه همیشگی ام جاری شدم جایی میان دریا و آسمان آنجا که طبیعت با آبی من یکی شده&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آنجا یگانه محبوبم نیز آبی است<br />
<br />
دوستان خوبم پناهگاه آرامش شما کجاست؟ سپید شما چه رنگی دارد؟]]></description>
<guid isPermaLink="false">5057@http://www.sud.ir</guid>
<dc:subject>ادبی</dc:subject>
<dc:date>19-12-1388</dc:date>
<dc:creator>ارسال شده توسط zare</dc:creator>
<language>ar</language></item>

</channel>
</rss>
