خوش آمديد!
07:09 پنج شنبه 20 اسفند ماه ، 1388
تبلیغات
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .
جستجو


مطالب گذشته
چهارشنبه، 19 اسفند ماه
· تيشرت ماه تولد شما + كتاب و سي دي راز و رمز شيك پوشي
· شمع سال ببر 1389 - سال 89 سال ببر
سه شنبه، 18 اسفند ماه
· اس ام اس عاشقانه - 19 اسفند 88
· فال روز - 19 اسفند 88
دوشنبه، 17 اسفند ماه
· اس ام اس عاشقانه - 18 اسفند 88
· فال روز - 18 اسفند 88
يكشنبه، 16 اسفند ماه
· اس ام اس عاشقانه - 17 اسفند 88
· فال روز - 17 اسفند 88
شنبه، 15 اسفند ماه
· اس ام اس عاشقانه - 16 اسفند 88
· فال روز - 16 اسفند 88
جمعه، 14 اسفند ماه
· جملات قصار حکیمانه - 15 اسفند 89
· اس ام اس عاشقانه - 15 اسفند 88
· فال روز - 15 اسفند 88
· جوک جدید - 15 اسفند 1388
پنجشنبه، 13 اسفند ماه
· اس ام اس عاشقانه - 14 اسفند 88
· فال روز - 14 اسفند 88
· جوک ترکی جدید - 13 اسفند 88
چهارشنبه، 12 اسفند ماه
· اس ام اس عاشقانه - 13 اسفند 88
· فال روز - 13 اسفند 88
· برگ برنده You Can Win
· كيف موبايل ضد آنتن
· ساعت Bijan + كتاب و سي دي
· ساعت ويكتوريا + كتاب و سي دي
· ساعت 007 + كتاب و سي دي
· ساعت تاتیانا + كتاب و سي دي
· عروسك قلبي I lOvE yOu
· تي شرت خليج فارس + همراه با كتاب رمز و راز شيك پوشيدن
· تي شرت جومونگ + همراه با كتاب رمز و راز شيك پوشيدن
· تي شرت مولانا + همراه با كتاب رمز و راز شيك پوشيدن
· تي شرت حسين... + همراه با كتاب رمز و راز شيك پوشيدن
· تي شرت پرسپوليس + همراه با كتاب رمز و راز شيك پوشيدن
· تي شرت عشق + همراه با كتاب رمز و راز شيك پوشيدن
· تي شرت استقلال + كتاب رمز و راز شیك پوشیدن
· Need for Speed: Undercover
· 8500 بازي براي موبايل
· Far Cry 2
· بازي جديد FiFa10
· شارژر اتمي با قابليت 100 بار شارژ موبايل بدون نياز به برق و باطري
· جاروي گردان Swivel Sweeper G2
· خرد كن Nicer Dicer + پوست كن فوق العاده واندر پيلر
· چاقو شارژي Sonic blade
· خياط كوچولو + 1 Book + 1 CD
· رنده 13 كاره Pro_v_broner
· خرد كن جادويي
· جارو برقی USB
· افكار دیگران را بخوانید!!
· نرم افزار تقويت امواج مغز + كتاب خواب و اختلالات
· بهترين روش معافيت از خدمت سربازي
· آموزش زبان كودكان - پرفروش ترين محصول در كشورهاي غير انگليسي زبان
· آموزش مكالمه انگليسي نصرت 2 Nosrat 2

مطالب قدیمی تر
دومین ها



خلاصه قسمت بیست و یکم (21) امپراطوری بادها

موه یول در امپراطوری بادها (جومونگ)

تو قسمت قبل دیدید كه موهیول برای بررسی مرز رفت و می خواست برگردد كه گویو براش خبر اورد جنگ بین بویو و گوگوریو شروع شده و اكنون ادامه ی ماجرا

موهیول پیش یوری می ره و یوری افرین بهش میگه و هائه اپ هم میگه موهیول همه چیز تو مرز رو روبراه كرده و موهیول هم میگه باید در دم به بویو حمله كنیم

موهیول برای یوری توضیح می ده كه اونا از مسیر صاف و هموار می ان و باید بهشون حمله كنیم و اینطوری می تونیم شكستشون بدهیم و بعد نقشه ی حمله به بویو رو به یوری می ده كه یوری هم تایید میكنه

مارو به موهیول میگه بانو یون تو قصر نیست و موهیول از ماهوانگ می پرسه بانو یون كو كه ماهوانگ می گه وقتی اینجا نبودی اون خیلی زجر كشیدماهوانگ همه چیز رو به موهیول میگه و اونم ازش می پرسه چرا ملكه یون رو دستگیر كرد كه ماهوانگ میگه شاید به هویتش شك كرده و الان هم به خاطر سانگا تو خونه ی اونه كه ماهوانگ از رفتن پیش یون منعش میكنه و میگه اینطوری برای یون هم بهتره

دوجین كه حالا قیافه اش عوض شده به یون میگه تسو جنگ رو شروع كرده و به یون میگه باید برگردیم بویو كه یون میگه نمی ام و از مرگ هم نمی ترسم

سانگا داره با ارابه فرار می كنه كه چند نفر بهش حمله می كنند كه معلوم میشه كار موهیول بوده و موهیول به سانگا میگه شاه یوری می خواد شما رو ببینه

دوجین به باگیوك میگه نمی خوای به تسو كمك كنی كه باگیوك میگه چرا ولی نمی خوام جلوی چشم همه بهش كمك كنم و مشاورش میگه سانگا ناپدید شده كه باگیوك میگه هر چقدر هم كه باهاش اختلاف داشته باشم این كار رو نمی كنم

یوری تو خفا با سانگا حرف میزنه و بعد جلسه می گذارند و موهیول به همه ی رئیسها میگه باید تو زمینهای بویو با اونها روبرو شویم كه باگیوك میگه این كار خطرناكیه و ممكنه همه كشته بشن

یوری هم میگه كشورهای همسایه ی ما اماده شدن به ما كمك كنند و ارتش گیسان هم تحت نظر سریو اماده ی جنگ شده كه باگیوك میگه باید به رئیسها وقت بدین تا تصمیم شما رو سبك و سنگین كنند

یوری به سانگا میگه تو به عنوان رئیس مشاورها باید نظرت رو بدهی و سانگا هم میگه ما كمكتون می كنیم كه معلوم میشه خوب مخ سانگا رو یوری زده

باگیوك به سانگا میگه چرا كمكش می كنی كه سانگا میگه اگه همسایه ها به اون كمك كنند تو جنگ پیروز میشه و باگیوك میگه برای همین نباید بهش كمك كنی كه سانگا میگه نظر من به عنوان رئیس بیریو عوض نمیشه

دوجین به بویو بر می گرده و به تسو میگه باگیوك گفت به یوری كمك نمیكنه كه تسو میگه همین؟و دوجین میگه اون به فكر خودشه و دلش می خواد بویو و گوگوریو به جون هم بیافتند كه تسو میگه خودم می دونم و همین برای اذیت یوری بشه

دوجین به تسو میگه بگذارید من تو این حمله به گوگوریو شركت كنم كه تسو میگه تو گوگوریو كارهای مهمتری داری كه دوجین میگه من باید تو این جنگ حتما شركت كنم

گویو به موهیول میگه ارتش بویو سه روز پیش روی كرده و اگه همین طور پیش بیان پنج روزه به مرز می رسند كه موهیول میگه یه گروه بفرستید گروه تداركاتشون رو پیدا كنند


هائه اپ و چوبالسو به مرز می روند و پایگاه تداركاتی بویو رو پیدا می كنند كه هائه اپ میگه باید جایگاه نیروهای پشتیبانیشون رو هم پیدا كنیم


كاهن معبد برای یوری و موهیول مراسم بدرقه ترتیب می ده و موهیول با خودش میگه از امروز از هیچ چیز نمی ترسم و خونم رو قربانی مردم كشورم می كنمیوجین و ملكه و بقیه برای بدرقه ی یوری می ان كه یوجین میگه بگذارید من هم تو جنگ شركت كنم كه یوری میگه تو باید مواظب پایتخت و مردم باشی و به ملكه میگه قصر رو دست تو می سپارم

دوجین به پایگاه بویو تو مرز ملحق میشه و رئیس بایگانی بهش میگه از اینكه تو جنگ شركت می كنی تعجب می كنم كه دوجین میگه می خوام برو خط مقدم یوری با موهیول ب خط مقدم می روند و مشاورش میگه چیز دیگه ای نمونده كه خشم جومونگ پدرتون كامل بشه و یوری یاد تعظیمش در مقابل تسو می افته و خشمش بیشتر میشه

یوری یه گردنبند بیرون می اره و به موهیول نشون میده و میگه این یه تیر سوت زنه و میگه تو اولین جنگ هامیونگ بهش نشون دادم چطور ازش استفاده كنه

موهیول میگه من خودم یه تیر سوت زن دارم و هامیونگ بهم دادش و گفت اگه زنده بمونی یادت می دم چطور ازش استفاده كنی ولی اخرش اینطور نشدیوری میگه خودم نشونت می دم و اون گردنبدند رو به یه تیر می بنده و به موهیول میگه با صدای این سوت می تونیم ارتشمون رو رهبری كنیم و اگه درست ازش استفاده كنی موجب پیروزی خودمون میشه
ری به هائه اپ میگه اوضاع چطوره كه هائه اپ میگه 30000نفر پیاده و 5000نفر سواره  كه چوبالسو میگه چند تا ارابه عجیب تو ارتششون دیدیم

موهیول به یوری میگه اونا می دونن كشورهای همسایه می خوان به ما كمك كنند و اگه به اونها حمله كنند ضربه ی بدی می خوریم و میگه یه دسته به من بدید تا خطوط تداركاتیشون رو از بین ببرم

موهیول به مرز می ره تا خطوط تداركاتی بویو رو بررسی كنه كه هائه اپ میگه تعدادشون بیشتر از اونیه كه فكرشو می كردیم

مارو و چوبالسو لباس سربازای بویو رو می پوشن و جلوی تداركات بویو سبز میشن و میگن ما سایه سیاه هستیم و یه چاقو از سایه سیاه ها پرتاب میكنه و میگه ما خودمون با تداركات می ریم

وسط راه موهیول و افرادش با تیر سربازا رو می زنن و مارو و چوبالسو هم با شمشیر حساب همشون رو می رسن و تداركاتشون رو با خودشون می برند

رئیس بایگانی داره دستورات حمله رو می ده كه براش خبر می ارن خط تداركات از بین رفته كه دوجین میگه نباید احساساتی شد و باید خط تداركاتمون رو قوی كنیم

تو همین حین سریو و رئیس گیسان می ان و یوری بهشون خوش امد میگه و به مشاورش میگه به همه ی ارتش خبر بدین تا روحیه اشون بالا برهیوجین داره اوضاع رو كنترل می كنه و برادر ملكه می گه باید به جنگ می فرستادیش كه ملكه میگه تو اصلا احساسات یه مادر رو درك نمی كنی و به بردارش میگه اگه موهیول پیروز بشه ولیعهد میشه كه برادرش میگه من نمی گذارم

یوری داره نقشه ها رو می گه كه مشاورش می اد و میگه ارتش ‍ژین داره بر می گرده و تازه داره با بویو متحد میشه

رئیسها خبر دار میشن و به یوری میگن چطور می خواین تو یه جنگی شركت كنید كه می دونید می بازید؟ و باگیوك هم میگه بیایید صلح كنیم كه یوری میگه دهنتو ببند


باگیوك میگه موهیول باعث این جنگ شده  و باید اونو به تسو تحویل بدهیم و اگه كاری كه می گم رو نكنید مشاورها و رئیسها نیروهاشون رو بر می گردونند

بویو حمله رو شروع میكنه و موهیول به یوری میگه بگذارید من برم به خط حمله كه یوری میگه نه و موهیول میگه می خوام ببینم لیاقت شاهزاده بودن را دارم یا نه

موهیول به مارو گویو هائه اپ و چوبالسو میگه باید از سه سمت حمله كنیم و به گویو میگه تو در مركز هستی و باید خوب حواستو جمع كنی و بعدش هم رهسپار میدان جنگ میشنجنگ شروع میشه كه یكدفعه ارابه هایی كه معلوم نبود چیه وارد میدون میشن -ارابه ها چرخهای میخی و سوارهای تیر اندازه دارند كه شروع به قلع و قمع سربازای گوگوریو می كنند



موهیول خودش وارد عمل میشه اما سربازای گوگوریو همین طور دارند كشته میشن كه مارو به موهیول میگه باید برگردیم كه موهیول با تیر سوت زن فرمان عقب نشینی می دهد


برای یوری خبر می ارن كه شكست خوردیم و بدجوری هم شكست خوردیم و شكستمون هم به خاطر ارابه های بویو بود

 مشاور یوری بهش میگه حال موهیول خوبه اما به عب بر نمی گرده و اگه همین طور ادامه بده كشته میشه و سریو میگه بهش دستور بدین برگرده

مشاور باگیوك براش خبر می اره كه موهیول شكست خورده و باگیوك میگه باید از این فرصت به خوبی استفاده كنیم

همه ی سربازای موهیول زخمی هستند و چوبالسو و هائه اپ هم بهشون ملحق میشن و چوبالسو میگه دارند همه جا رو دنبال شما می گردند


موهیول به هائه اپ میگه باید دوباره حمله كنیم و من به خاطر جون خودم به سربازام خیانت كردم و همین طوری كوتاه نمی ام كه گویو میگه اگه الان برنگردیم جون سربازایی كه زنده هستند به خطر می افته


موهیول به سربازاش سر می زنه و یكشون رو می بینه زخمی هسته و با بانداژ پاشو می بنده كه هائه اپ بهش میگه هر فرمانده ای باید یاد بگیره كه موقعی باید عقب نشینی كنه و بهش میگه الان باید عقب نشینی كنیم

تو اردوگاه بویو همه ی سربازا جشن گرفتن و دوجین و رئیس بایگانی به اردوگاه بر می گردند

یكی از فرمانده ها برای دوجین یه هدیه اماده كرده كه به یه سربازا میگه بیا تو و دوجین وقتی اون سرباز رو میبینه خیلی شوكه میشه(موباك) انگار عشقش رو دیده باشه

رئیس بایگانی از فرمانده می پرسه این یارو كی بود كه اونم میگه قبل از اینكه خانواده اش از بین بره دوست دوجین بوده و به همین خاطر دوجین خوشحال شد


رئیس بایگانی هم میگه خودمونو كوچیك كردیم و فعلا زوده كه از این كارها برای دوجین كنیم چون اون هنوزم پسر یه خائنه

فرمانده هم به رئیس بایگانی میگه می ترسی وارث تسو بشه و چیزی به تو نرسه كه رئیس بایگانی میگه خیالاتی شدی

موهیول بر می گرده و به خاك می افته و یوری ازش می پرسه چند نفر زنده اند كه میگه از 1000تا 300نفر و میگه منو تنبیه كنید چون تقصیر منه چون از اون ارابه هاشون خبری نداشتم

کلمات کليدي :
ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 توسط zare  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 خواهر دوست داشتنی من  [پنجشنبه، 22 بهمن ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و ششم (36) امپراطوری بادها (قسمت پایانی)  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و پنجم (35) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و چهارم (34) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و سوم (33) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت بیستم (20) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت نوزدهم (19) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت هجدهم (18) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت هفدهم (17) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت پانزدهم (15) سریال امپراطوری بادها  [شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : lol71rat
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
sms عاشقانه ازدواج اس ام اس اس ام اس 88 اس ام اس با اس ام اس با حال اس ام اس باحال اس ام اس توپ اس ام اس جالب اس ام اس جديد اس ام اس جدید اس ام اس جدید و اس ام اس جوک اس ام اس خنده اس ام اس خنده دار اس ام اس رایگان اس ام اس روز اس ام اس سال اس ام اس سركاري اس ام اس سرکاری اس ام اس عاشقانه جدید اس ام اس عشقولانه اس ام اس فارسی اس ام اس ها اس ام اس هاي اس ام اس های اس ام اس های جدید اس ام اس و اس جوک اس عاشقانه اس های عاشقانه ام اس عاشقانه ام اس و ام ام اس باحال بازي بازی موبایل برای موبایل بهترین سایت بیوگرافی جالب جدیدترین اس ام اس جك و اس ام اس جوك جوك اس ام اس جوک جوک اس ام جوک ترکی جوک جدید جوک خنده جوک های جوک و جوک و اس جوک و اس ام جوک و اس ام اس جک اس ام اس جک و اس ام جک و اس ام اس دات کام دوستیابی رمان س ام اس سایت ایران سایت ایرانی سایت جدید سایت جک سایت سرگرمی سایت عکس سایت مجانی سایت های شما طنز عاشقانه عاشقانه ها عكس عاشقانه علمی عکس عاشقانه فارسی فارسی سایت فال فهرست لینک مذهبی موبایل موبایل دانلود موسیقی واس ام اس وبلاگ ورزشی پیامک