تبلیغات
این بلوک در حال حاضر فاقد محتوی می باشد .
جستجو


مطالب گذشته
پنجشنبه، 15 بهمن ماه
· اس ام اس عاشقانه 16 بهمن 88
چهارشنبه، 14 بهمن ماه
· جملات قصار حکیمانه - 15 بهمن 88
· فال روز : 15 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 15 بهمن 88
سه شنبه، 13 بهمن ماه
· فال روز : 14 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 14 بهمن 88
دوشنبه، 12 بهمن ماه
· فال روز : 13 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 13 بهمن 88
يكشنبه، 11 بهمن ماه
· فال روز : 12 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 12 بهمن 88
شنبه، 10 بهمن ماه
· فال روز : 11 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 11 بهمن 88
جمعه، 9 بهمن ماه
· جملات قصار حکیمانه - 10 بهمن 88
· فال روز : 10 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 10 بهمن 88
پنجشنبه، 8 بهمن ماه
· فال روز : 9 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 9 بهمن 88
چهارشنبه، 7 بهمن ماه
· فال روز : 8 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 8 بهمن 88
سه شنبه، 6 بهمن ماه
· اس ام اس عاشقانه 7 بهمن 88
· فال روز : 7 بهمن 88
دوشنبه، 5 بهمن ماه
· فال روز : 6 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 6 بهمن 88
يكشنبه، 4 بهمن ماه
· جملات قصار حکیمانه - 5 بهمن 88
· فال روز : 5 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 5 بهمن 88
شنبه، 3 بهمن ماه
· فال روز : 4 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 4 بهمن 88
جمعه، 2 بهمن ماه
· فال روز : 3 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 3 بهمن 88
پنجشنبه، 1 بهمن ماه
· فال روز : 2 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 2 بهمن 88
چهارشنبه، 30 دي ماه
· جملات قصار حکیمانه - 1 بهمن 88
· فال روز : 1 بهمن 88
· اس ام اس عاشقانه 1 بهمن 88
سه شنبه، 29 دي ماه
· جملات قصار حکیمانه - 30 دی 88
· فال روز : 30 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 30 دی 88
دوشنبه، 28 دي ماه
· فال روز : 29 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 29 دی 88
يكشنبه، 27 دي ماه
· فال روز : 28 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 28 دی 88
شنبه، 26 دي ماه
· فال روز : 27 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 27 دی 88
جمعه، 25 دي ماه
· فال روز : 26 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 26 دی 88
پنجشنبه، 24 دي ماه
· جملات قصار حکیمانه - 25 دی 88
· فال روز : 25 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 25 دی 88
· اس ام اس عاشقانه 24 دی 88

مطالب قدیمی تر
دومین ها


خلاصه قسمت نوزدهم (19) امپراطوری بادها

موه یول در امپراطوری بادها (جومونگ)

تو قسمت قبل دیدید كه همه فهمیدند موهیول شاهزاده است و اونم به همه گفت یه فرصت بهم بدید تا ثابت كنم نحس نیستم و اگه واقعا نحس بودم خودم رو می كُشم و اكنون ادامه ی ماجرا

رئیس بایگانی خبر می اره كه اون شخص فرار كرده و یك نوع پادزهر از انبار سم ها دزدیده كه تسو می فهمه همون پادزهری بوده كه دوجین می خواسته و میگه همه ی راهها رو ببندید و نگذارید این پادزهر به گوگوریو برسه

گویو برای هائه اپ خبر می اره كه هنوز پادزهر رو پیدا نكردیم و همه ی پزشكها دارن همه ی سعیشون رو می كنند و گویو میگه هنوز خبری از موهیول نیست

مشاور یوری میگه بیماری دیگه پخش نمیشه و چند صد تا بیمار رو دستمون مونده كه یوری بهش میگه می خوام برم مردم رو ببینم كه مشاورش میگه اگه با كسی تماس پیدا كنید مریض می شوید كه یوری میگه باید مردم رو ببینم

یوری می خواد بره بیرون كه حالش بد میشه و پزشك بالا سرش می ارن و میگه ایشون مبتلا شده كه مشاور یوری میگه هیچ كسی نباید بفهمه یوری مریض شده

مشاور یوری به گویو و هائه اپ میگه یوری هم مبتلا شده و قبل از اینكه بدتر بشه باید پادزهر رو پیدا كنیم

لب مرز جلوی موهیول رو می گیرن و اونم باهاشون مقابله می كنه و چند تا از اونها رو میكشه اما تا اخر مبارزشون رو نشون نمی ده و معلوم نمیشه فرار میكنه یا اسیر میشه

باگیوك برای سانگا خبر می اره كه اوضاع طبق روال ما است و اونا به این راحتی ها نمی تونن پادزهر رو پیدا كنن و سانگا میگه زود مشاورها رو احضار كنید

یون هنوز پادزهر رو پیدا نكرده و به هائه اپ هم میگه هنوز پادزهر رو پیدا نكردم

رئیس محافظا می اد و به یوری میگه مشاورها می خوان شما رو ببینن كه یوجین میگه بهشون بگو برن كه یوری میگه نه و برای دیدن اونها با یوجین میره

سانگا به عنوان رئیس مشاورا میگه شما باید دلیل این بلاها رو بدونید كه یوری میگه به این كارهاتون می خواهید بذر نفاق رو بین من و مردم بپاشید  و باگیوك میگه تهمته كه یوری میگه شك ندارم و یقین دارم

سانگا قضیه ی شاهزاده ی مُرده رو پیش میكشه و مشاورش هم میگه شاید به خاطر عشق پدرانه اونو نكشتید

یوری به همشون میگه برید بیرون كه باگیوك میگه ما نمی تونیم تحت رهبری باشیم كه با دروغ كارهاشو پیش می بره كه یوری عصبانی میشه و از حال می ره

ملكه بالای سر یوری می اد اما یوری به هوش نمی اد و برادر ملكه بهش میگه اگه اون بمیره یوجین پادشاه میشه كه ملكه این بار میگه اون شوهر من و پدر بچه ام هست و دلم نمی خواد اون بمیره

مشاورها با هم جلسه گذاشتن و مشاور سانگا میگه اگه یوری به هوش نیاد یوجین شاه میشه

باگیوك از اینكه همه این كارا رو به سانگا ربط میدن ناراحته و به دوجین میگه اولین كاری كه باید بكنی اینه كه موهیول رو بكشی

یون درمونده یه گوشه نشسته و داره به بیمارهای بدبخت نگاه میكنه كه شاخ شمشادمون سر می رسه و میگه پادزهر رو اوردم

یون به موهیول میگه به قصر برو چون یوری مبتلا شده و حالش هم بده و موهیول هم پادزهر رو به قصر می اره

هائه اپ می خواد تنهایی به موهیول صحبت كنه كه موهیول معذرت می خواد و هائه اپ جلوی موهیول زانو می زنه و میگه منو ببخشین و میگه خیلی وقته می دونم شما شاهزاده هستید

موهیول به هائه اپ میگه اگه مثل قبل یه طراح بودم و هویت واقعیم رو نمی دونستم می تونستم راحت زندگی كنم اما الان كه تو سرنوشتم اینه كه گوگوریو رو نابود كنم نمی تونم

هائه اپ بهش میگه اگه این مسئولیتو رد كنی و با تقدیر نحست مبارزه نكنی روح هامیونگ اروم نمیگیره و تو باید سرزمینهای پدریت رو پس بگیری

مارو از موهیول گله می كنه كه بهش توجه نمیكنه كه گویو میگه اون شاهزاده ی سوم است و به مارو میگه از الان باید بهش بگی اعلی حضرت موهیول

مشاور سانگا برای باگیوك خبر می اره كه پادزهر رو پیدا كردن و شاه هم حالش خوب شده كه باگیوك به دوجین میگه مگه تو نگفتی نمی تونن پادزهر رو پیدا كنند و بهش میگه برو ببین چه خبر شده

دوجین پیش یون می ره و یون هم بهش میگه موهیول پادزهر رو پیدا كرده و یون بهش میگه كمی پادزهر بهت میدم تا اگه كسی مبتلا شده بود بهش بدی كه دوجین میگه كسی اونجا مبتلا نشده

دوجین به باگیوك قضیه رو میگه و باگیوك هم میگه برو و بكشش و دوجین هم یاد اون حرف موهیول می افته كه بهش گفته بود یه روزی ما شمشیرهامون رو روبروی هم میگیرم

گویو داره برای بازرسی می ره كه یه جاسوس می بینه و تا بهش میگه داری برای كی جاسوسی میكنی یارو یه چاقو تو شكمش می زنه

گویو با همون حالش پیش موهیول می ره و نمی ذاره موهیول درمانش كنه و میگه اگه می خواستی فرار كنی پس چرا رفتی و پادزهر رو اوردی


یوری به هوش می اد و مشاورش بهش میگه موهیول رفت و تنهایی از بویو پادزهر رو اورد كه یوری كمی اروم میشه

هائه اپ به موهیول میگه شاه می خواد تو رو ببینه و وقتی سریو و یوجین می ان تا شاه رو ببینن رئیس محافظا بهشون میگه ایشون اینجا نیستن و نمی تونم به كسی هم بگویم

هائه اپ موهیول رو به معبد می بره و یوری به موهیول تكه ای از شمشیر شكسته ی پدرش رو بهش نشون میده و میگه جومونگ با این تكه شمشیر منو به عنوان پسرش قبول كرد

یوری به موهیول میگه می دونم ته دلت از من متنفری مثل من كه وقتی فهمیدم شاهزاده هستم بازم تنفر تو وجودم بود

موهیول به یوری میگه هنوز هم دیر نشده منو بكش و قربانی خدایان بكن و سرنوشت شوم منو از دیگران دور كن

وقتی این حرفو موهیول می زنه یوری میگه من تو رو به عنوان پسرم و شاهزاده ی این كشور قبول می كنم

موهیول میگه اگه منو شاهزاده كنید همه ی مشاورها بهتون پشت می كنن و مردم ازتون دوری می كنن كه یوری میگه دیگه از خدایان نمی ترسم و تو پسرم خواهی بود

یوری نزدیك موهیول می اد و دستهاش رو میگیره و كمی تو چشمای موهیول نگاه میكنه و موهیول هم اشكش جاری میشه(واقعا با این صحنه معلوم میشه پدرها چقدر بچه هاشون رو دوست دارند)
5
سایه سیاه ها با فرمانده اشون می ان تا یون رو به بویو برگردونند كه یون میگه دیگه به بویو بر نمی گردم كه فرمانده میگه ببرینش

موهیول داره می ره تا یون رو ببینه كه تو بین راه می بینه دارن یون رو می برن و جلوشون سبز میشه و همشون رو میكشه و یون رو نجات می ده

موهیول یون رو با خودش می بره و دوجین وقتی می اد می بینه همه كشته شدن و فكر می كنه یون هم كشته شده

دوجین به خونه ی یون می ره و می بینه زنده است و موهیول رو هم اونجا می بینه و دوجین داره این دو تا رو از دور میبینه كه موهیول یكدفعه سر یون رو تو سینش می ذاره و این دوجین بدبخت هم به خودش می لرزه از خشم

وقتی یون از اغوش موهیول بیرون می اد موهیول بهش میگه دیگه نمی خوام فرار كنم و می ایستم و با مشكلات مقابله می كنم و به یون میگه اگه اتفاقی برام افتاد تعجب نكنه و دوجین بدبخت هم همه ی این حرفها رو می شنوه

موهیول پیش مارو و چوبالسو بر می گرده و این دو تا هم بهش احترام می گذارن كه موهیول میگه اگه شما دو تا هم بخواهید اینكارا رو بكنید منه بدبخت چیكار كنم و بهشون میگه تا روزی كه زنده هستم شما دو تا دوستای من هستید

یوری دستور جلسه می ده و سانگا از مشاورش می پرسه دلیل این جلسه چیه كه اونم میگه شاید به خاطر بیماری باشه و سریو و یوجین هم برای جلسه می رن

یوری میگه ما به همه ثابت كردیم كه این بلاها رو یه عده ادم پست به راه انداختند و ربطی به شاهزاده سوم نداره كه باگیوك میگه پس اون مُرده است؟ كه یوری به موهیول میگه بیا تو

موهیول وارد میشه و مثل شاخ شمشاد جلوی همشون می ایسته و یوری هم میگه این پسر سوم منه و اسمش هم موهیوله كه همه چشماشون گرد میشه

سانگا صداش در می اد و میگه به چه جراتی اونو شاهزاده صدا می زنید؟ و باگیوك میگه ما مشاورها اونو به عنوان شاهزاده قبول نداریم

موهیول هم میگه می دونم از من خوشتون نمی اد اما می خوام كه یه فرصت به من بدهید و اگه نتونستم خودمو اثبات كنم خودم خودمو می كُشم

ملكه هم داغ كرده و میگه قسمت نبود كه اون احمق رو بكشم و اون سد راه یوجین میشه

هائه اپ به موهیول میگه پیشنهاد خطرناكی كردی كه موهیول میگه راه دیگه ای برای خفه كردنشون نداشتم ولی با جونم پدرشون رو در می ارم

ماهوانگ حالش خوب شده و به یون میگه چطور شدم كه یون میگه حال خوب شده و ماهوانگ بهش میگه چیزی بین تو موهیول است كه خودش میگه به هر حال تو مال من هستی

تو همین حین خدمتكارش می اد تو و بهش میگه موهیول شاهزاده است و ماهوانگ هم نمی دونه به نفعش شده یا به ضررش

مارو یون رو به قصر می بره و پیش موهیول كه می رسه میگه اعلی حضرت موهیول رو بهتون معرفی می كنم و قسمت هجدهم همین جا تموم میشه

گروه مشاور دور هم جمع میشن و باگیوك میگه اون خودش گفته اگه نتونه اعتماد ما رو بدست بیاره خودشو میكشه و سانگا هم میگه ما باید با هم یكی باشیم موهیول به یون میگه خودم هم نمی دونستم شاهزاده هستم اما حالا تنها با بودن تو می تونم ادامه بدهم كه یون میگه اگه بفهمن من شاهزاده ی بویو هستم برات بد میشه كه موهیول میگه بد از این همه بد بختی از هیچ چی نمی ترسمهائه اپ از مارو می پرسه اون دختره كیه كه خود موهیول می اد و به هائه اپ میگه اون شاهزاده ی بویو و دختر وساجا است و میگه اون همیشه جون منو نجات داده و الان نوبت منه كه جونش رو نجات بدهم
هائه اپ به موهیول میگه مشاورا همین طوری هم چشم دیدنت رو ندارن می خوای خودتو بكشی كه موهیول میگه سایه های سیاه دنبالشن و از هائه اپ كمك می خواد
یون پیش ماهوانگ بر می گرده و ماهوانگ ازش می پرسه رابطه ی بین تو و موهیول چقدر جدیه؟ كه یون چیزی نمیگه و اونم می فهمه جدیه   دوجین به باگیوك میگه موهیول خطرناكتر از هامیونگه چون خیلی ادم محكم و قوی ای است و سختیهای زیادی رو تحمل كرده كه باگیوك به دوجین میگه به نظرت اگه من با شاه تسو متحد بشم خوبه یا نه و به دوجین میگه به این سادگی ها نمیشه با یوری مقابله كرد و فقط به كمك تسو میشه اونو نابود كرد   برای تسوخبر می ارن كه موهیول پسر سوم یوری است كه تسو داغ میكنه و میگه پس اینكه سایه سیاه شد تا منو بكشه و اینكه اطلاعات سایه سیاه ها رو دزدیده هم نقشه ی یوری بوده كه رئیس بایگانی میگه هنوز معلوم نیست  تسومیپرسه كه یون رو اوردی كه یكی از سایه سیاه ها میگه نه و موهیول نذاشت اونو بیاریم كه تسو به رئیس بایگانی میگه دوجین رو احضار كنموهیول مارو رو بای نوشیدنی دعوت میكنه و بهش میگه تو می دونی ما چه زجرهایی رو كشیدیم پس تو با من این طور رفتار نكن كه مارو میگه من شاهزاده موهیول نمی خوام و همون موهیول قبلی رو می خوام
  
موهیول مارو رو بای نوشیدنی دعوت میكنه و بهش میگه تو می دونی ما چه زجرهایی رو كشیدیم پس تو با من این طور رفتار نكن كه مارو میگه من شاهزاده موهیول نمی خوام و همون موهیول قبلی رو می خوام
موهیول هم میگه چیزی كه بهم دادن نه می تونم پسش بدم نه از خدام بود و به مارو میگه تو مورد اعتماد من هستی و باید كمكم كنی كه مارو هم میگه باشه و تا می تونن شب رو خوش می گذرونند   یوری موهیول رو احضار میكنه و بهش میگه برو و از سانگا یك دهم مالیات رو بگیر و با این ماموریت ازمودن موهیول شروع میشه و به مشاورش میگه دلم می خواد ببینم چیكار میكنههائه اپ به موهیول میگه شاه می خواد ازمایشت كنه و به موهیول میگه خودت باید راهی پیدا كنی و موهیول شب رو تمام گزارشها رو بررسی میكنه و اخرش هم می ره پیش ماهوانگ
هائه اپ به موهیول میگه شاه می خواد ازمایشت كنه و به موهیول میگه خودت باید راهی پیدا كنی و موهیول شب رو تمام گزارشها رو بررسی میكنه و اخرش هم می ره پیش ماهوانگ
موهیول می ره پیش ماهوانگ و ازش كمك می خواد كه ماهوانگ هم نیشش باز میشه و میگه از خدامه كه كمكت كنم
چند تا زن به جون سانگا افتادن و دارن ماسژش می دن كه مشاورش میگه موهیول اومده تو رو ببینه كه سانگا میگه بیارش داخلموهیول به سانگا میگه اومدم مالیاتی كه بدهكارید رو بگیرم كه باگیوك میگه مگه شاه برای ما چیكار كرده كه ما هم مالیات بدیم و موهیول هم میگه خودم هم می دونم بیشتر درامد دربار از شما است اما حق تجارت پایتخت هم دست شماستباگیوك هم میگه این حق ماست به خاطر كارهایی كه برای كشور كردیم و موهیول هم شاخ به شاخش می ایسته و میگه اگه شاه تصمیم بگیره این حق رو ازتون بگیره می گیره باگیوك هم میگه این حق ماست به خاطر كارهایی كه برای كشور كردیم و موهیول هم شاخ به شاخش می ایسته و میگه اگه شاه تصمیم بگیره این حق رو ازتون بگیره می گیره باگیوک میگه اگه این حق رو از ما بگیرید اوضاع دربار بد میشه كه موهیول میگه فقط مدتی اوضاع بد میشه و بعد خوب میشه و به سانگا میگه اگه بدهی رو ندهید من حق تجارت رو از شما می گیرمسانگا بعد از رفتن موهیول شروع به خنده میكنه و میگه فكر می كردم خل تر از این حرفها باشه كه مشاورش میگه اگه كمی دیگه صبر كنی یوری كوتاه می اد كه سانگا میگه به این اسونی ها نیستسانگا بعد از رفتن موهیول شروع به خنده میكنه و میگه فكر می كردم خل تر از این حرفها باشه كه مشاورش میگه اگه كمی دیگه صبر كنی یوری كوتاه می اد كه سانگا میگه به این اسونی ها نیست سانگا بعد از رفتن موهیول شروع به خنده میكنه و میگه فكر می كردم خل تر از این حرفها باشه كه مشاورش میگه اگه كمی دیگه صبر كنی یوری كوتاه می اد كه سانگا میگه به این اسونی ها نیست    موهیول پیش یوری می اد و یوری بهش میگه چطور شد و كی پولو می دن كه موهیول میگه ببخشین زمانش رو نگفتن اما بهشون گفتم اگه پولو ندهید حقوق تجاری رو ازشون می گیرم  یوری هم میگه درسته كه این حق تجاری بده كه دست گروهی باشه اما با این كار مردم هستند كه ضرر می كنند كه موهیول میگه یه لیست از تجار اماده كردم كه می تونند جای قوم بیریو رو بگیرند
وقتی موهیول از پیش یوری می ره یوری به مشاورش میگه بیشتر از اون چیزی كه ازش انتظار داشتم بود ولی تو جنگ با سانگا و باگیوك اون می بازه و خودش می فهمه كه اونا چه جونورهایی هستندهائه اپ به ماهوانگ میگه اومدم یون رو ببرم كه ماهوانگ میگه فروشی نیست و نمی فروشمش كه هائه اپ میگه پس با زور می برمش و میگه می دونم شاهزاده بویو استهائه اپ به ماهوانگ میگه اومدم یون رو ببرم كه ماهوانگ میگه فروشی نیست و نمی فروشمش كه هائه اپ میگه پس با زور می برمش و میگه می دونم شاهزاده بویو استیون به هائه اپ میگه موهیول سختیهای زیادی كشیده و نمی خوام به خاطر من زجر بكشه كه هائه اپ میگه می دونم شاهزاده ی بویو هستی اما به خاطر ارامش موهیول گذشتت با موهیول رو فراموش كنیون به هائه اپ میگه موهیول سختیهای زیادی كشیده و نمی خوام به خاطر من زجر بكشه كه هائه اپ میگه می دونم شاهزاده ی بویو هستی اما به خاطر ارامش موهیول گذشتت با موهیول رو فراموش كنیون به هائه اپ میگه موهیول سختیهای زیادی كشیده و نمی خوام به خاطر من زجر بكشه كه هائه اپ میگه می دونم شاهزاده ی بویو هستی اما به خاطر ارامش موهیول گذشتت با موهیول رو فراموش كن  یون به هائه اپ میگه موهیول سختیهای زیادی كشیده و نمی خوام به خاطر من زجر بكشه كه هائه اپ میگه می دونم شاهزاده ی بویو هستی اما به خاطر ارامش موهیول گذشتت با موهیول رو فراموش كنهائه اپ یون رو به قصر می اره و به موهیول میگه از الان پزشك قصره و دلش می خواد مریضهای بیرون رو هم معالجه كنه و موهیول هم میگه الان دیگه دلم اروم شددوجین می اد تا یون رو ببینه كه خدمتكار ماهوانگ بهش میگه پزشكمون انقدر خوب بود كه به قصر بردنش

کلمات کليدي :
ارسال شده در مورخه : يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 توسط zare  چاپ مطلب

مرتبط با موضوع :

 خلاصه قسمت سی و ششم (36) امپراطوری بادها (قسمت پایانی)  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و پنجم (35) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و چهارم (34) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و سوم (33) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سی و دوم (32) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت هجدهم (18) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت هفدهم (17) امپراطوری بادها  [يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت پانزدهم (15) سریال امپراطوری بادها  [شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت چهاردهم (14) سریال امپراطوری بادها  [شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388]
 خلاصه قسمت سیزدهم (13) سریال امپراطوری بادها  [شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388]

نام شما: [ کاربر جدید ]

عنوان:
 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**

کد امنيتي : neg32xon
تايپ کد امنيتي : [ بازگشت ]

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .
امتیاز دهی به مطلب
امتیاز متوسط : 0
تعداد آراء: 0

لطفا رای مورد نظرتان را در مورد این مطلب ارائه نمائید :

عالی
خیلی خوب
خوب
متوسط
بد

اشتراک گذاري مطلب
sms عاشقانه ; ازدواج ; اس ام اس ; اس ام اس 88 ; اس ام اس با ; اس ام اس با حال ; اس ام اس باحال ; اس ام اس توپ ; اس ام اس جالب ; اس ام اس جديد ; اس ام اس جدید ; اس ام اس جدید و ; اس ام اس جوک ; اس ام اس خنده ; اس ام اس خنده دار ; اس ام اس رایگان ; اس ام اس روز ; اس ام اس سال ; اس ام اس سركاري ; اس ام اس سرکاری ; اس ام اس عاشقانه جدید ; اس ام اس عشقولانه ; اس ام اس فارسی ; اس ام اس ها ; اس ام اس هاي ; اس ام اس های ; اس ام اس های جدید ; اس ام اس و ; اس جوک ; اس عاشقانه ; اس های عاشقانه ; ام اس عاشقانه ; ام اس و ; ام ام اس ; باحال ; بازي ; بازی موبایل ; برای موبایل ; بهترین سایت ; بیوگرافی ; جالب ; جدیدترین اس ام اس ; جك و اس ام اس ; جوك ; جوك اس ام اس ; جوک ; جوک اس ام ; جوک ترکی ; جوک جدید ; جوک خنده ; جوک های ; جوک و ; جوک و اس ; جوک و اس ام ; جوک و اس ام اس ; جک اس ام اس ; جک و اس ام ; جک و اس ام اس ; دات کام ; دوستیابی ; رمان ; س ام اس ; سایت ایران ; سایت ایرانی ; سایت جدید ; سایت جک ; سایت سرگرمی ; سایت عکس ; سایت مجانی ; سایت های ; شما ; طنز ; عاشقانه ; عاشقانه ها ; عكس عاشقانه ; علمی ; عکس عاشقانه ; فارسی ; فارسی سایت ; فال ; فهرست ; لینک ; مذهبی ; موبایل ; موبایل دانلود ; موسیقی ; واس ام اس ; وبلاگ ; ورزشی ; پیامک ;