
خلاصه قسمت بیست و پنجم (25) امپراطوری بادها
تاریخ : يكشنبه، 15 شهريور ماه ، 1388 موضوع : سریال های کره ای
تو قسمت قبل دیدید که بویو یه هیئت به گوگوریو فرستاد تا تو جشن ولیعهدی موهیول شرکت کنند و موهیول یون رو دید و دوباره فیلش یاد هندوستان کرد
رئیس بایگانی به دیدار یوری میره و یون رو هم به دیدنش می بره و بهش میگه ایشون شاهزاده یون هستند و میگه به خاطر مشکلاتی که داشتند مدتی از بویو رفته بودند اما بعد از رفع شدن مشکل به بویو برگشتند که یوری از دیدن یون شوکه میشهیوری جلوی رئیس بایگانی جا نمی خوره و بعد از رفتن اونا به هائه اپ میگه مگه نگفتی اون از جولبون هست که هائه اپ چیزی نمیگه و یوری میگه باید برای هدفی تسو اونو اینجا فرستاده باشه پس حواست جمع باشهموهیول داره زاغ ساه یون رو می زنه که هائه اپ میگه فکرشو از سرت بیسرون کن اگه می خوای اون تو دردسر نیافته و به موهیول میگه این کلک تسو هست تا تو رو امتحان کنه
هائه اپ به گویو و مارو و چوبالسو میگه حواستون به موهیول و یون باشه و نگذارید به غیر از کارهای رسمی همدیگه رو ببینندرئیس بایگانی به یون میگه سربازا مراقب شما هستن و یون میگه اگه می خوای جاسوسی منو بکنی بی خودی خودت رو خسته نکن و به رئیس بایگانی میگه من اومدم اینجا تا با خدمت به شاه تسو خیانت پدرم رو پاک کنمملکه خبردار میشه که یون شاهزاده بویو است و به بردارش میگه اونی که دل موهیول رو برده پس یون هسته و به بردارش میگه باید از اون زن استفاده کنیم و جلوی تاجگذاری موهیول رو بگیریم
باگیوک و دوجین و رئیس بایگانی با هم ملاقات مخفیانه می کنند و رئیس بایگانی میگه تسو قبول کرده حتی سربازای لب مرز رو هم برات بفرسته
سانگا به یی جی(زن اینده موهیول)میگه همه ی زنهای شاهزاده های قبلی کشته شدند و به یی جی میگه فردا بیا و تو مراسم تاجگذاری زن موهیول بشو و یه ذره پا ترسش می گذاره و میگه هیچ وقت فراموش نکن که برای قوم بیریو داری ملکه میشی
دوجین زن اینده موهیول رو براش می بره و میگه مسئول حراست از شما من هستم و موهیول هم به یی جی میگه اگه چیزی خواستی بهم بگو
یی جی به دیدن ملکه می ره که اول میگه دلم نمی خواد این زنیکه رو ببینم ولی بردارش میگه باید ببینیش و اونم قبول می کنه و بعد از دیدن یی جی بهش میگه تو رو که می بینم یاد روزی که به قصر اومدم می افتمملکه به یی جی میگه اگه مشکلی داشتی بیا پیش خودم و بعد با حسرت میگه ولیعهدمون زن به این خوشگلی داره اما دلش رو یکی دیگه برده و بردارش میگه این حرفو نزن که ملکه میگه اخرش می فهمه که موهیول عاشق شاهزاده بویو است
یون داره از قصر بیورن می ره که تو بین راه همسر اینده موهیول رو می بینه و این دو تا یک نگاه غضبناک به هم می کنند و ملکه به بردارش میگه برو و یون رو بکُش و اینطوری مراسم تاجگذاری به عقب می افته
دوجین اومده یون رو ببینه که رئیس بایگانی بهش میگه رفته ماهوانگ رو ببینه و نگران امنیتش نباش چون سربازای ما مراقبش هستند
یوجین برای یونهوا یه گُل سر درست کرده و به یونهوا میگه بهت گفته بودم که خودم یکی برات درست می کنم و یونهوا میگه اگه مادرت بفهمه بد میشه که یوجین میگه ایندفعه یه جای دور فرار می کنیم
ماهوانگ این دو تا رو می بینه و به یوجین میگه سر قولت باش و لااقل اینطوری باهاش ملاقات نکن چون اگه ملکه بفهمه هم برای تو و هم برای من بد میشه که یوجین هم میگه باشه و دیگه اینطوری مزاحم نمی شوم
یون به دیدن ماهوانگ میره و بعد از دیدن یون نیش ماهوانگ باز میشه و خدا رو شکر می کنه که یون بعد از جدایی از اون باکیش نشده و یون هم میگه به خاطر همه ی اون مهربونیات برات یه هدیه اوردم
موهیول گویو رو دنبال نخود سیاه می فرسته و مارو میگه داریم رو مخ ماهوانگ کار می کنیم تا اجازه بده تو بانو یون رو ببینی و میگه یه شرط داره و باید برای اخرین بار یون رو ببینی
ماهوانگ سر سربازا رو گرم می کنه و یون با چوبالسو می ره و افراد برارد ملکه که دارند می ان تا یون رو بکشند توسط دوجین کشته میشن و یکی از سربازا براش خبر می اره که یون ناپدید شده
یون به یه کلبه میره و وهیول هم با اون عروسک چوبی پیداش میشه و یون که موهیول رو می بینه گریه اش میگیره و موهیول هم یون را در اغوش گرمش می گیره-به این میگن گریه عشق واقعی
دوجین در به در داره دنبال یون می گرده و می بینه موهیول و یون لب رودخانه دارن با هم گپ می زنند و یون به موهیول میگه فکر نکنم دیگه همدیگه رو ببینیمموهیول میگه باید ازم متنفر باشی تا من تو رو فراموش کنم که یون میگه تقصیر تو نیست که دیگه نمی تونیم همدیگه رو ببینیمو بعد بهش میگه امدوارم عمرت با برکت باشه و با چشمان گریان از پیش موهیول میره که دوجین هم این صحنه ور می بینه و حسرت عشق اون دو تا رو می خورهخدمتکار یی جی براش خبر می اره که موهیول تو قصر نیست و کسی هم نمی دونه کجاست که یی جی میگه سانگا نباید بفهمه و از این به بعد هم نباید به سانگا خبری برسونی و بعد سریو می اد و بهش میگه باید مراقب برادر من باشی و یی جی هم میگه چشمموهیول به قصر بر می گرده و به یاد حرفهای یون می افته که مارو میگه لباستون رو برای جشن اوردم و باید اماده بشوید
موهیول و یی جی با لباس عروسی وارد معبد می شوند و زانو می زنند و یوری هم جلوی اون دو تا زانو می زنه و براشون دعا می کنه و کاهنه هم براشون اسفند دود میکنه
بعد یوری یه خنجر به موهیول میده و میگه این خنجری است که بین شاهزاده های گوگوریو چرخیده و الان به تو رسیده و میگه باید به اهداف اونا فکر کنی و به یی جی هم یه بشقاب میده و میگه این مال همسران ولیعهد بوده و میگه یادت میاره که باید چه کسی رو دوست داشته باشیبعد تو جمع سفیرا حاضر میشن و یوری میگه به افتخار ولیعهد و همسرش جامتون رو بالا ببرید و هورا بکشید که موهیول نگاش به یون می افته که داره از غصه اب میشه و یی جی هم این نگاه رو می بینه
شب یی جی سر میز منتظره تا موهیول بیاد و این بزغاله رفته تو حیاط و داره به یون فکر می کنه و یون هم بی خوابی به سرش زده و اومده تو حیاط و داره اسمون رو نگاه میکنه که دوجین اونو میبینههائه اپ می اد و میگه علیا حضرت منتظرتون هستند و موهیول هم میگه می دونم که چشم همه ی بیریو به منه و نباید با یه زن از اون قبیله بد رفتاری کنم(کنایه)موهیول به هائه اپ میگه دارم خفه میشم
موهیول به هزار زحمت به اتاقش میره و معذرت می خواد که یی جی میگه نمی خواد معذرت بخوای شما ولیعهد این کشور هستیدموهیول میگه به خاطر دیر کردن معذرت نخواستم و میگه من قبلا زن دیگه ای رو دوست داشتم و به این خاطر ازت معذرت می خوام که یی جی هم میگه منم اون زن رو دیدم اما برای اینکه حرفی پیش نیاد امشب رو باید با من بگذرونید و میگه مطمئنم یه روزی من جایی تو قلبت خواهم داشتیون یه نامه برای مارو میده و بعد تو شراب داروی بیهوشی میریزه و سربازا رو بیهوش میکنه که رئیس بایگانی به مانگوانگ میگه قبل از اینکه گوگوریو بفهمه برین و یون رو پیدا کنید و زنده و مُرده اش هم فرقی نمیکنه و به دوجین هم میگه یون فرار کرده
سربازای باگیوک یون رو با مارو می بینند و به دوجین میگن و دوجین هم میگه وجب به وجب گوگوریو رو بگردید و یون رو پیدا کنید
یی جی رفته رو لبه تخت نشسته و منتظره موهیول هم بره و تو بغلش بخوابه که این پر رو همین طور سر میر غذا نشسته و نمیره و بعد هم بلند میشه و میره
داره بیرون میره که یی جی بهش میگه من منتظرت می مونم و موهیول میگه من تو رو به عنوان همسرم قبول کردم و فقط زنم باش و تو کارهای کشر دخالتی نکن که یی جی میگه قلب من همیشه منتظر شما می مونه
موهیول پیش یوری میره و بهش میگه من تعدادی سرباز می خوام و این طوری مشاورها بیشتر روی من حساب می کنند که یوری هم قبول میکنه
موهیول برای مشاورا میگه با این ازدواج قدرت کشور بیشتر شده و روحیه ی سربازا هم بالا رفته و الان باید با یانگماک حمله کنیم که سانگا مجبوری میگه هم سرباز میدیم هم تدارکات که باگیوک هم موافقت میکنه
مشاورای باگیوک بهش میگن چرا می خوای به مویول کمک کنی که باگیوک میگه باید کاری کنیم محافظای قصر و موهیول از پایتخت بروند تا بتونیم پایتخت رو بدست بیاریم
برای تسو خبر می ارن که یون غیبش زده و تسو میگه کدوم قبرستونی رفته و رئیس بایگانی میگه فکر نکنم کار موهیول بوده باشه
تسو به رئیس بایگانی میگه کنترل پایتخت کی دست دوجین می افته که رئیس بایگانی میگه اون برای جنگ با یانگماک درخواست نیرو کرده و گفته بعد از رفتن موهیول به پایتخت حمله می کنه و تسو میگه هر طور می تونین کمک دوجین کنید
دوجین داره افراد باگیوک رو اموزش میده و هیچ رحمی هم تو اموزشها نشون نمیده و یکی از افرادش یه دستور از تسو براش می اره
باگیوک و دوجین دارن نقشه ی حمله به پایتخت رو می کشند که دوجین میگه اگه یوری رو بگیریم کار تمومه و باگیوک میگه اول باید از شر سانگا خلاص بشیم
یی جی پیش سانگا رفته و ماجرای شب رو براش میگه که سانگا میگه فقط به همدیگه تماشا کردید؟ و یی جی هم میگه کم کم رامش می کنم
موهیول داره اماده جنگ میشه و به هائه اپ میگه امشب رو تو چادر پیش سربازا می خوابم که هائه اپ میگه باید برید پیش یی جی که موهیول میگه چند روز دیگه به سمت مرز میریم
موهیول به گویو میگه خیلی وقته که با هم مبارزه نکردیم و گویو میگه اگه بخوای با هم مبارزه می کنیم و موهیول هم اماده مبارزه میشه
موهیول مبارزه رو شروع میکنه و چند تا ضربه به گویو می زنه که گویو نقش بر زمین میشه و موهیول هم کمی خشمش می خوابه
موهیول داره تو چادرش شراب می خوره که هیچ چی حالیش نباشه که مارو می اد و بهش میگه باید جایی بریم و بهش میگه یون تو گوگوریو استمارو موهیول رو به یه روستا می بره و بهش میگه یون تو یکی از این خونه ها زندگی میکنه و موهیول وارد خونه میشه و یون رو میبینه و یون هم موهیول رو می بینه که یون چشماش گرد میشه و قسمت بیست و پنجم همین جا تموم میشه
|